خلاصه داستان
در پس بیابانهای خشک شمال اروپا، یک کهنهسرباز تنها با نام سیسو پس از کشف جنازهٔ خانوادهاش درمییابد که هدفِ حملهی باندی خونریز بوده و حالا هیچ چیز جز انتقام برایش باقی نمانده، او با همان مهارتهای نظامی، سلاحهای سبک و سنگین و ارادهای غیرقابلکرنش، رهسپار تعقیب اعضای باند میشود؛ هر قدم او را به دل تاریکی انسانهای بیرحم نزدیکتر میکند. این مسیرِ خونین، جدالِ بازمانده با گذشته، خشم و عدالت را کنار هم میگذارد و نشان میدهد انتقام گاهی مسیر بقاست…






دیدگاهها